سفرنامه/پارت اول

من به عنوان یک غیر اصفهانی مقیم اصفهان جدأ خجالت کشیدم از کولرهایی که در فرودگاه اصفهان خاموش بودن و مردم از گرما هلاک!حالا اینکه فحش ملت رو به چه قیمتی به جون میخرن خدا داند...

چندتا چشم بادومی آقا دیدم که هرچی هم بالا پایینشون کردم نفهمیدم ژاپنی هستن یا چینی یا کره ای!ولی سیگار کشیدنشون کنار سطل آشغال و خالی کردن هر باره ی خاکستر سیگارشون توی سطل خیلی جالب بود برام.خاکستری که برای ما ایرانی ها اصلأ آشغال به حساب نمیاد!:(یه چیزی رو اما در مورد چشم بادومی هایی که دیدم مطمئنم اونم اینکه بار اولشون نبود که میومدن ایران آخه از تأخیر یک ساعته ی پرواز اصفهان-تهران اصلأ تعجب نکردن اونم تأخیر بدون عذرخواهی و دلیل قانع کننده!

شوهر یکی از خانوم های بازیگر تو فرودگاه بود و سخت دغدغه این رو داشت که کسی بشناسدش!به خدا جدی میگم یه جوری نگاه مردم می کرد انگار داشت با چشماش التماس میکرد که آقا خانوم تو رو خدا من و بشناسین!من شوهر فلانی ام!امضا نمی خواین؟!

تو بخش بازرسی بدنی قبل از پرواز من و بیشتر از بقیه ی خانوم ها گشتن!واقعأ نمیدونم چرا هم خودم و حسااااااابی گشتن هم محتویات کیفم رو.کم کم داشتم به خودم شک می کردم و حس ت@ر@و@ر@ی@س@ت بودن بهم دست میداد!

 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
مهتاب2

عزیزم یه جا نوشته بود مگه هواپیماهای ایران پرواز هم میکنن؟[نیشخند] حالا ناخیر که دیگه جای خود داره..

بیتا

من خاطره هادارم ازین فرودگاه اصفهان یکبار با حمیده منتظرپرواز تهران بودیم...سه ساعت ونیم تاخیر...منم عصبانی..خسته..هواگرم...یهو زنه از تو بلندگو داد زد خانوم شال قرمز درست بشین لای پات پیداست[تعجب] یعنی کل ملت چشمشون رفت لای پای بنده...تو حراست بلایی سرش آوردم که صدبار گفت غلط کردم ..گفتم آخه زنیکه خودت لال بودی بیا بگی ...؟بعدشم بنده مانتو شلوار پوشیدم...رو صندلی هم نشستم شو ونمایش هم ندادم..از خستگی ولو شدم...اینم تقصیر پروازهاست..اون وقت تو یهو صداتو میندازی سرت[نیشخند]

فرانک

سلام عزیزم! این روزا واقعا خیلی گرمه. چطور توی جاهای عمومی شلوغ کولر روشن نمیکنن واقعا" که :| کلا" بعضی کشورا خیلی نظم دارن . خصوصا راجع به زباله ! [عینک] من خودم وقت گشته شدن انقدر استرسی و عصبی رفتار میکنم که فک میکنن حتما ریگی به کفشمه [نیشخند] راستی مرسی که بهم سر زدی. فعلا :*

بیتا

پس حالا اینو گوش کن من پریود بودم داشتم از اهواز میومدم تهران سال 82 بماند که خانوم حراست چقدر سینه رون وبقیه جاهارو مالوند..دستش رو برد بین پای من وگفت این چیه؟گفتم ببخشید نواربهداشتیه؟ گفت من از کجا بدونم که نوار بهداشتیه؟ بجون خودم بحدی عصبانی شدم که پوشک رو درآ.ردم وگذاشتم روی اون میز استیل جلوش زنیکه یهو داد زد یعنی چی خانوم؟ همه جارو به گند کشیدی؟گفتم شما خواستی مطمین بشی این اطمینان[نیشخند]