سفرنامه/پارت سوم

یه آقایی! رو با ماشین حفاظت فرودگاه و دو تا بادی گارد بیارن تو هواپیما جاسازش کنن که یه وقت خش نیفته.یه خانوم مسن که کنار من بود و اصلأ متوجه نبود چه خبره ازم پرسید کیه مگه این یارو؟منم گفتم والا من تقریبأ همه کله گنده ها رو میشناسم ولی این اصلأ شناس نبود.همسر گفت:هر کی میخواد باشه.چه معنی میده مردم و آزار میدن که در امنیت کامل باشن!بعدم کدوم کم عقلی میاد توپولوف گروگان بگیره یا کدوم احمقی میاد به این سوِء قصد کنه!

والا بعدش که ما رفتیم بالا خوب میخ شدیم به آقا! دیدیم خیر حتی نماینده ی مجلس هم نیست.اونوقت یکی از بادیگاردا عقبش نشست یکی جلوش.ما مردم هم کمی غر زدیم مثل همیشه و کلی شور و مشورت کردیم که این کیه آخرم نفهمیدیم از بس که آدم مهم و سرشناسی بود:)))مهماندار حتی آقا! رو با اسم و فامیل معرفی هم کرد و مقدمشون رو گرامی داشت ولی هیچکس تو کل هواپیما نشناختش.اونوقت من می خوام بدونم کسی رو که اصلأ نمیشناسن کی میخواد ترورش کنه خخخخخ

یعنی این آدم اگه بدون تشریفات و مثه آدم میومد سوار میشد جونش بیشتر در امان بود چون با اون حرکت مسخره ای که کرد و همه رو معطل کرد همه به خونش تشنه شدن.من که میخواستم با کارد پلاستیکی ِ توی باکس غذا برم بکشمش!

آخرش اسمش و تو اینترنت سرچ کردم فهمیدم کیه و همه جام سوخت که آخه این اصلأ پستش هم  اساسی نیست که...خوب این تدابیر امنیتی برای مقام های سیاسی مهم لازمه و قابل درک چون بعضی وقتا بحث امنیت ملی پیش میاد ولی این دیگه خیلی مسخره بود به خدا

/ 2 نظر / 7 بازدید
ندا

از قدیم گفتن میمون هر چی زشتتر اداش بیشتر....... اینم کاره ای نبوده فقط می خواسته خودشو تحویل بگیره.

فرانک

بعضیا جو گیر و عقده ی توجه هستن [ساکت] هرکی یه جوری !!! یکی اون آقایی ک تو پست قبل گفتی و میخواس بگه زنش هنرپیشس ! یکی هم مثه این آقا میخواد بگه من خیلی قدرتمند و مهم هستم! اون به نظر من برای حفاظت خودش این کارو نکرد ، فقط بخاطر این که توجه میخواست این کارو کرد! شاید خوشش نمیومد خیلی ساده با یه لباس عادی مثه همه ، بدون همراه بیاد و کنار یه آدم معمولی بشینه و درباره ی ساعت رسیدن به مقصد یا تاخیر پرواز صحبت کنه ! چون اونجوری جلب توجه نمیکرد [سبز]