سفرنامه/پارت دوم

توی آسانسور هتل آقای گردشگر خارجی آنچنان با فارسی روون بهم سلام داد که اصلأ باورم نشد Mad inخارجه است.بعد راستش رو بخواین فکر کنم من به سهم خودم آبروی ایرانیا رو بردم چون همه ش تو هپروت(ام پی3 تو گوش و خیره میشدم به یه نقطه!) بودم نه تنها پیش قدم نمیشدم در سلام کردن یا لبخند زدن تازه جواب لبخند و سلام گفتنشون رو باDelay میدادم.تازه تو دلمم میگفتم" اینا یه چیزی شنیدن ایرانیا مهمون نوازن حالا کلی پر توقع شدن میون این همه آدم هم گیر دادن به من ِ در هپروت ِ گیج و ویج که هی لبخند ازم بگیرن!حوصله دارن ها خبر ندارن که ما چقدر بدبختیم که..."

یکیشون که خیلی جالب بود کاملأ قیافه اش ایرونی ِ ایرونی بود بعد به من علامت موفق باشید با دست نشون داد بدون هیچ حرفی!منم تازه از خواب بیدار شده بودم و هنوز مغزم خواب بود!خوب اینم قیافه اش اصلأ معرف ملیتش نبود و منم وطنی حسابش کردم و ازونجایی که بعضی از مردان هوطنم بی منظور لبخند نمی زنن به خانمی منم یه چشم غره ی مفصل بهش رفتم و محلش نذاشتم بعد که همسر با هاش سلام علیک کرد کلی شرمنده شدم:(


/ 1 نظر / 5 بازدید
فرانک

هههههه طفلکای بیچاره[قهقهه] اشکال نداره همش که نباید تحویلشون گرفت توریستا رو..پررو میشن[نیشخند]