خراش دوست داشتنی

شب سالم و سلامت و با صورتی صاف میخوابی قبلش هم کلی درد و دل با خدا میکنی و خواهش می کنی که یه طوری که من ِ خنگ بفهمم جوابم رو بده...

صبح بیدار میشی و با دیدن خودت تو آینه ی دستشویی کم مونده جیغ بکشی!یه خط با رگه هایی از خون به صورت عمودی سمت راست صورتت میبینی و خب و خوب میدونی که خدا اینقدرها هم خشن نیست ولی ته دلت دوست داری سر خودت شیره بمالی بگی کار خداست و خواسته به توی خنگ واضح جواب بده:)

/ 4 نظر / 12 بازدید
.آزی.

مهدیس آخه صورتت به کجا خورده تو خواب؟[تعجب]

فرانک

ای واااای ...چی شده بود صورتت ؟ [نگران]

فرانک

من اینجا کامنت گذاشته بودما !! نذاشته بودم ؟!! [نگران] حالا چطور شده صورتت؟ زخمه ینی ؟ :| زیاده ؟ چطوری اینطوری شد؟ [نگران]

ندا

خوب حالا شما که اینو گذاشتی به حساب جواب خدا میشه تفسیرش رو هم بگی. یعنی خدا می گه دست بکش از این کار وگرنه خط خطیت می کنم؟[شیطان]